مطهر بن طاهر المقدسي ( المنسوب إلى أحمد بن سهل البلخي ) ( مترجم : محمد رضا شفيعى كدكنى )
282
البدء والتاريخ ( آفرينش وتاريخ ) ( فارسى )
از تركيب طبايع چهارگانه است و گروهى گفتهاند نه ، بلكه از طبيعتى پنجم است كه بيرون از اين طبايع قرار دارد . و طبايع بر دو گونهاند : يا سبكاند به مانند آتش و هوا يا سنگيناند به مانند خاك و آب . و فلك نه سبك است و نه سنگين . و گروهى برآنند كه افلاك گوشتاند و خون . و آن كس كه در ميان ايشان رايش شگرفتر است گفته است كه فلك زنده است و گويا و ستارگان به مانند نفس ناطقهء آنند . و در كتب بعضى از مفسّران تمايل به اين انديشه را ديدم ، و در اين باب به گفتهء خداى تعالى استدلال كرده بود : « گفتند آمديم به طوع . » ( 41 : 11 ) . و سخن گفتن گاه به عبارت است و بيان و گاه به دلالت است و نشان . در توصيف ما فوق فلك مسلمانان گويند بالاى افلاك عرش است و بالاى عرش را جز خداى كس نداند . بعضى از ايشان گفتهاند كه بالاى عرش خداى عز و جل است و اين سخنى است استوار و شعار اهل اسلام است مادام كه خداى متصف به مكان و تمكّن نشود ، چرا كه كلمهء « فوق » وجوهى از تأويل را محتمل است و كسانى كه هم اكنون بهشت را موجود مىدانند ، برآنند كه بهشت در آسمان هفتم است و استدلالشان به سخن خداى است كه « و در آسمان است روزى شما و آنچه شما را وعده مىكنند . » ( 51 : 22 ) و بسيارى از اهل تفسير گفتهاند كه منظور از آن بهشت است . از قدما ، كسانى در باب ترتيب عوالم ، ( بعد از ياد كرد فلك مستقيم و اختلاف در اينكه هشتمين است يا نهمين ) گفتهاند كه « بالاى همه افلاك ، عالم نفوس است كه محيط بر جميع آنهاست . و بالاى آن ، عالم عقل است كه بر اين عوالم كشيده شده است . و بارى تعالى بالاى همه آنهاست . » اگر مقصود ايشان از اين گفتار ، مسافت است ، اين سخن نزديك است به عقيدهء بعضى از مسلمانان و اگر منظورشان رفعت و عظمت و علّو است ، كه نزديكتر به حق خواهد بود و خداى داناتر است و درست حكمتر و در اخبار خويش راستگوىتر . توصيف افلاك و آسمانها ، آن گونه كه در خبر آمده است در خبر آمده است كه در آسمان اول ، خانهاى است محاذى كعبه كه آن را ضراح [ 1 ]
--> [ 1 ] رجوع شود به : النهاية فى غريب الحديث ، ابن اثير ، ج 3 ، ص 81 .